قرارگاه فرهنگی شهدای تفرش

متن مرتبط با «گل پامرغی» در سایت قرارگاه فرهنگی شهدای تفرش نوشته شده است

پامرغی

  • نیلوبلاگ

    پامرغی با آن سیبیل چخماقی، خط ریش پت و پهن که تا گونه اش پایین آمده بود و چشم های میشی، زیر ابروان سیاه کمانی و لهجه غلیظ تهرانی اش می شد به راحتی او را از بقیه بچه ها تشخیص داد. تسبیح دانه درشت کهربایی رنگی داشت که دانه هایش چرق چرق صدا می داد. اوایل که سر از گردان مان درآورد همه ازش واهمه داشتند. هنوز چند سال از انقلاب نگذشته بود و ما داش مشدیهای قداره کش را به یاد داشتیم که چطور چند محله را به هم می زدند و نفس کش می طلبیدند و نفس داری پیدا نمی شد. اسمش «ولی» بود. عشق داشت که ما داش ولی صدایش ...

    ادامه مطلب
  • شهيد محمد ارتگلي فراهانی

  • نیلوبلاگ

    شهيد محمد ارتگلي فراهانی فرزند اصغرxa0در سال 1344 متولد شد و زندگي خود را در خانواده ايxa0مومن و متوسط شروع کرد و بعد از گذراندن دوران مدرسه، مدتي در بازار کار مشغول کار گرديد و پس از دوراني که در بسيج خدمت مي کرد، همزمان در آن دوران در حين جنگ، چندين بار به خدمت در جبهه هاي جنگxa0شتافت و دوران خدمت او در جبهه هاي مهران، جزيره مجنون وxa0فاو بود و درxa0تاريخ، 1365/01/08 در داخل تانگ، در عمليات والفجر 8، در فاو به شهادت رسيد. xa0...

    ادامه مطلب